Friday, August 21, 2009

حکومت نظامی با حضور یک نظامی در وزارت کشور

احمدی نژاد در سخنرانی معرفی‌ وزرایش گفت: وزارت کشوريعني تجلي خدمت گزاري به مردم.

او برای این کار مصطفی محمد نجّار را در نظر گرفته که یک نظامی است. حال این سوال پیش میاید که آیا خدمت به مردم با نظامی گری پیش میرود؟

وزارت کشور را هنگامی به دست یک نظامی میسپارند که یا حکومت نظامی بر قرار است -که ظاهراً و باطنا هست- و یا در موارد بحران - که باز هم هست-.

البته قطار جنبش با همان ادبیات احمدی نژاد، دیگر ترمز بریده و ایستادنی نیست، و کودتاچیان هم خوب این را میدانند که یک نظامی را در راس وزارت کشور گذاشته اند

Tuesday, August 4, 2009

شرم بر اتحادیه اروپا برای شرکت در مراسم تنفیذ

شرم بر اتحادیه اروپا

کشورهای اروپایی به خصوص انگلستان، ایتالیا و فرانسه که مقامات ارشد سفارت‌های خود را به مراسم تنفیذ آن فرستادند، بدانند که منافع دراز مدت خود را به منافع کوتاه مدت فروختند. اینان هنوز از عزم ملت ایران آگاه نشده اند.

سوئد نیز به عنوان ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا، سفیر خود را به این مراسم فرستاد.

هر روز بیش از پیش در میابیم که خود باید عزم کنیم و اشغالگران را از ایران اخراج کنیم.

متن خبر شرکت کشورهای اروپایی در مراسم تنفیذ را از اینجا بخوانید، در مجله تایمز.

Monday, August 3, 2009

خامنه‌ ای، ضحاک و بوسه ابلیس بر شانه

آقای خامنه‌ ای

شما از دسته معمم‌های بودید که به آشنایی و الفت با ادبیات شهره بودید.اگر قدرت هنوز حافظه تان را پاک نکرده، حتما داستان ضحاک را به خاطر میاورید.

آقای خامنه‌ ای!

اگر تا کنون هم اندک امیدی به شما بود، که نبود، همه چیز بر باد رفت، امروز ابلیس بر شانه‌ چپ شما بوسه زد( ثانیه ۱۷ فیلم زیر.

چندیست که از خون جوانان ایران زمین تغذیه می‌کنید و از این به بعد مارهای شانه‌ شما که از بوسه اهریمن روییده اند، مغز بیشتر جوانان را طلب خواهند کرد.

وای بر ایران زمین که ضحاک باز بر آن چیره شده.

آقای خامنه‌ ای!

دوباره داستان ضحاک را بخوانید، گر چه دیگر بسیار دیر شده

.

Saturday, August 1, 2009

آقای دهنمکی! اخرجیهای ۳ و ۴ را بسازید


آقای دهنمکی!

چندی پیش به خیالی خام و آرزوی آن که شما را به اندیشیدن وا دارم در وب لاگ شما برایتان پیامی گذاشتم با عنوان این که "اخراجیهای ۳ را بسازید". در آن هنگام مقصود من از اخراجیها ندا و سهراب و دیگر جوانان ایران زمین بودند که از زندگی‌ اخراج شدند، تنها به جرم این که به دنبال حق بودند. هنوز امیدوار بودم شاید صدائی از شما برخیزد، بنا بار ادعای حق طلبی خودتان.

آقای دهنمکی!

این بار که مینویسم، ندا و سهراب تنها نیستند. محسن و محسن‌ها هم به آنها پیوسته اند. دیگر مهم نیست فرزند چه کسی‌ بوده اند. نسل ما فاصله‌هایی‌ که شما پدران برای ما ساخته بودید در نوردید.

آقای دهنمکی!

اخراجیهای ۴ را هم میتوانید بسازید. از همکاران دیروز خودتان، از همسران باکری ها. از سعید حجاریان، از ابطحی، از بهزاد نبوی. اینها که تا پریروز خودی بودند، و یا از محسن روح الامینی و پدرش که تا دیروز خودی بودند.

دائره خودیها هر روز تنگتر میشود آقای دهنمکی. ممکن است مجبور شوید اخراجیهای ۵ را در زندان اوین بسازید و در ذهن خودتان در انفرادی.

.